|
ساده بودم ساده ساده مثل کف دست من نمي دانستم ساده بودن سخت است مثل آينه آب صاف و اسان بودم دل و دستم يک رنگ مثل باران بودم مثل باران بودم که به خاک افتادم دل بريدم رفتم به سفر تن دادم/............. هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي ...كاش كه با هم يه جا بريم كه آدماش آبي باشن شباش مثه تو قصه ها زلال و مهتابي باشن كاشكه يه روز من و تو رو تو دريا تنها بذارن تو قايق آرزوها يه روز مارو جا بذارن
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388 10:27 بعد از ظهر توسط احمد |
مهم نیست که دریا باشی یا قطره . مهم این است که آنقدر زلال باشی که آسمون در تو منعکس شود..... + نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388 8:41 بعد از ظهر توسط احمد |
باروووونمو با هیچی عوض نمیکنم... چرا نمیای خونمون خوکشلم....نی نیمونو میگما خدایا یعنی میشه امشب بخوابم فردا پاشم ببینم باروووون میاد؟!(عین نی نیا!) میگیم بارووونو دوست داریم ولی با چتر میریم زیر بارووون! + نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387 6:25 بعد از ظهر توسط احمد |
باران در زادگاه تو
Dear Brides-to-be, Kooshi has a new partner, Extraordinary Weddings! This is a ultimate wedding guide that gives you tips, information and everything that you will ever need on your BIG day! - ! + نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387 7:16 بعد از ظهر توسط احمد |
همان لبخندي كه توان را
+ نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387 10:39 قبل از ظهر توسط احمد |
من کوشی کوچکي را مي شناسم که در اقيانوسي مسکن دارد و دلش در يک ني لبک چوبين مي نوازد psycho_tatu این هدیه تولدته:
+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387 6:36 بعد از ظهر توسط احمد |
چیک چیک چیک چیک چیک...کوشی؟ کپل عزیز/؟؟کپل جانم؟/چرا باید کفشهایمان را به قیمت پاهایمان بخریم و چرا باید برای یک گذران سالم و ساده ی خود را در بحرانهای دروغ و دزدی دیوانه کنیم . چرا باید زیبایی های زندگی را فقط در دوران تنها بودن تجربه کنیم در مقایسه با ان ظلمات سنگین و عظیم ((نبودن))بودن نعمتی است که با هر کیفییتی شیرین و جذاب است..ولی کسی میشناسم که نبودن را با درک بودن طلب میکندکوشی عزیز فکر میکردم به انگشتان پرنبض معشوقی...آره شاملو بود که میگفت زندگی سخت ساده هست...تنها هيچ است و تنهايی و همهچيز آخ + نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386 1:16 قبل از ظهر توسط احمد |
Don't cry to me در برابر من گریه نکن! If you loved me اگر مرا دوست داشتی... You would be here with me خواستار بودن در کنارم بودی! You want me تو خواهان من هستی! Come find me بیا مرا پیدا کن! Make up your mind تصمیمت را بگیر! Should have let you fall باید بگذارم ویران شوی! Lose it all و همه چیزرا از دست بدهی! So maybe you can remember yourself تا شاید خودت را بیاد آوری! Can't keep believing we're only deceiving ourselves تو نمی توانی ایمانت را حفظ کنی!ما فقط خودمان را فریب می دهیم! And I'm sick of the lie و من به سبب افتادن بیمارم! And you're too late و تو خیلی دیر کرده ای! Don't cry to me در برابر من گریه نکن! If you loved me اگر مرا دوست داشتی... You would be here with me خواستار بودن در کنارم بودی! You want me تو خواهان من هستی! Come find me بیا مرا پیدا کن! Make up your mind تصمیمت را بگیر! Couldn't take the blame نمی توانم گناه را ببرم! Sick with shame بیمارم همراه شرمساری! Must be exhausting to lose your own game + نوشته شده در سه شنبه 30 بهمن1386 2:16 قبل از ظهر توسط احمد و سیاوش |
Did i disapoint you or let you down? تو رو نا امید کردم یا تو را پایین آوردم؟ should i be feeling sorry or let judgest frown? باید احساس جرم کنم یا منتظر اخم قاضی باشم؟ cause i saw the end befor we`d begun زیرا من پیش از آغاز پایان کار را میدیدم yes, I saw you blind and i knew i had won من تو را کور میدیدم و می دانستم پیروز می شوم so I took what`s mine by eternal right پس من آنچه حق مسلمم بود را گرفتم Took your soul out into the night روحت را به تاریکی شب بردم it maybe over but it won`t stop there شاید تمام شده باشد اما آن نجا نخواهم ایستاد I`m here for you if you`d only care اگر کمی دقت کنی مرا اینجا میبینی که برای تو آمده ام touch my heart touch my soul you change my life and all my goals تو همهء هدف ها و زندگی مرا عوض کردی and love is blind but then i knew it و عشق کور است ولی من بعدها این را فهمیدم my heart was blinded by you قلبم بوسیلهء تو کور شده بود I`ve kissed your lips and held your head من لبهایت را بوسیدم و در آغوشت کشیدم I sharded your dreams and sharded your bed من رویاها و حتی تخت خوابت را شریک شدم i know you well , I know your smell تو را خوب می شناسم .بویت را تشخیص میدهم I`ve been addicted to you من به تو معتاد شده ام goodbye my lover goodbye my friend you have been the one you have been the one for me.................................... singer: james blunt مترجم: سیاوش + نوشته شده در شنبه 24 آذر1386 0:5 قبل از ظهر توسط احمد و سیاوش |
ویای راه خود باش ..انسان شدن..در وجود هر کس راز بزرگی هست....داشتم به این فکر میکردم...خدا چه حسی داره وقتی از راز هایی خبر داره که هیچ کس نمیدونه....آره ..هیچ کس...چرا....کوشی...تو بگو..نه اصلا" هرکی میتونه بگه/....تا حالا شده ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشی؟<؟<... ... { رشتمون یه جوری هس که استادامون حرفی ...نصیحتی..! هیچی .مثل ماشین حساب میمونن..ولی یکیشون هس که من به خاطر شنیدن ...یه جمله که روز اول کلاسش و روز آخر کلاسش مینویسه ..........}
روز اول : امروز اولین روز از باقی زندگیتون هستروز آخر : عاقبت خاک گل کوزگران خواهی شدنتیجه اینکه می توان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب حاصلی پیوسته یکسان داشت می توان با هر فشار هرزه ی دستی بی سبب فریاد کرد و گفت : آه من بسیار خوشبختم احمد پاییز ۸۶ + نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386 5:51 قبل از ظهر توسط احمد |
|
| |||||